کارگاه آموزش ایماگوتراپی

ایماگوتراپی چیست؟

ایماگوتراپی یا زوج درمانی مبتنی بر ایماگو، رویکردی جدید برای حل تعارض های زوجین و غنی کردن روابط همسران است که توسط هارویل هندریکس و همسرش، هلن،ابداع شده است. در این روش، همسران شیوه نو و بدیعی را برای برقراری ارتباط و صحبت کردن آموزش می بینند که از مزایای آن می توان به ایجاد احساس امنیت و حس پیوند و یگانگی بین زوجین اشاره کرد. بنابراین حضور هر دو همسر در جلسات ایماگودرمانی الزامی است. از طرفی لزوما این روش برای همسرانی که مشکل دارند استفاده نمی شود، بلکه برای زوجینی که قصد دارند رابطه خویش را مستحکم تر و غنی تر کنند نیز مفید است.

واژه ایماگو (IMAGO) معادل لاتین Image به معنای تصویر است. در ایماگودرمانی، فرض بر این است که ما همسرمان را به صورت ناهشیار و بر اساس ویژگی های مثبت و منفی افراد مهم زندگیمان کودکی انتخاب می کنیم (هرچند ویژگی های منفی تاثیر به مراتب شدیدی در این انتخاب دارند.) تصویری که از تعاملات و رفتارهای پدر، مادر، خواهر، برادر و هر کسی که حتی برای مدت کوتاهی از ما مراقبت کرده است در ناهشیار ما یا همان مغز قدیم (شامل ساقعه مغز و دستگاه لیمبیک) ذخیره می شود ایماگو نام دارد. (جراحان مغز اثبات کرده اند که مغز حاوی اطلاعات بسیار زیادی از سه سال اول زندگی است که آن ها را فراموش کرده ایم.) ایماگو نقش مهمی را در انتخاب همسر و تعارض های بعد از ازدواج بازی می کند.

خمیرمایه ما ذاتا از انرژی است و حالت طبیعی ما نیز آرامش و شادی است. مفهوم «جدایی» که از افسانه ­های حاکم بر فرهنگ ماست، توهمی بیش نیست.

نظریه ایماگو، نظریه ای است که مبتنی بر پارادیم رابطه ای است نه فردی. به این معنی که اهمیت و اولویت را به روابط انسانی و ارتقای کیفیت آن ها می دهد. از نظر ایماگوتراپیست ها زوجین حتی در شدیدترین چالش هایی که با خود به اتاق درمان می آورند مشتاق برقراری یک ارتباط سالم و امن هستند و دعواها نشانه اشتیاق آن ها برای بازگرداندن حس پیوند می باشد. الگوی موجود در رابطه زوجین آمیزه ای از احساس پیوند و یگانگی، فاصله گرفتن و احساس دوری و تلاش برای نزدیک شدن و رفع فاصله هاست. تجربه دوری و از دست دادن احساس یگانگی و نزدیکی و راهبردهایی که زوجین برای رهایی از این وضعیت و بازگشت به احساسات ناب اوائل زندگی مشترک به کار می گیرند زندگی آن ها را با مشکلات عدیده ای روبرو می سازد. نظریه ایماگو، تجربه فاصله گرفتن و از دست دادن احساس پیوند و یگانگی با همسر را زخم یا آسیب­پذیری می­نامد، که به نوعی تداعی و تکرار  همین تجربه در کودکی با مراقبین یا والدین می باشد. بهترین تعریف از زخم، اختلال در ارتعاشات طبیعی، منظم و متعادل انرژی است، و هدف اولیه و اصلی ما ( که غالبا غیر اردای و ناخوادآگاه است ) برگرداندن یکپارچگی و سرزندگی در مرکزیت و هسته خود است.  است. تمام رفتار­های ما ( چه آگاهانه و چه ناخوآگاه ) برای حفظ موجودیت، برگرداندن حس سرزندگی و ابراز حیات و سرزندگی طراحی شده­اند.

این هدف در انتخاب همسر و محبوب، فعال است. ما شریک زندگی که مشخصاتی شبیه به مراقبین یا دیگر افراد مهم در دوران رشدمان داشته باشد را انتخاب می­کنیم تا برخی تجارب احساسی مثبت یا منفی دوره کودکی را تکرار کنیم. با توجه به اینکه طرفین رابطه، احساسات اولیه و قدیمی را در یکدیگر برانگیخته یا تحریک کنند، بنابراین بهترین افراد برای بهبودی و شفای زخم های یگدیگر خواهند بود. بروز این قضیه ممکن است به این دلیل باشد که زخم ها در همان محیطی که ایجاد شده اند بهتر التیام می­یابند. زوجین برای دستیابی به این بهبود و التیام، نیاز به ساختاری دارند که آنان را قادر سازد برای برآورده کردن نیازهای برآورده نشده یکدیگر تلاش کنند و از این رهگذر خود نیز به رشد و کمال برسند. این رشد بدین معناست که زوجین خود را بسط داده ( شامل تغییر رفتار ) و قسمت های انکارشده و سرکوب شده شخصیت خود را بازیابی کنند. این فرآیند زوجین را قادر می­سازد انسان­های رشدیافته و سرزنده­ای شوند و حالت اصیل آرامش، شادی و احساس پیوند و یکپارچگی خود را مجددا بدست آورند.

تکنیک و راهبرد نظریه ایماگو برای فراهم کردن زمینه این رشد، گفتگو یا دیالوگ ایماگو می باشد. این دیالوگ اصلی­ترین مهارت ارتباطی استفاده شده برای حرکت دادن زوجین به سمت برقراری ارتباط مجدد از طریق ساختاری ایمن است، که به آن ها کمک می­کند با مشکلات و هیجانات گذشته، حال و آینده رو در رو شده و کنار بیایند. فرآیند گفتگومحور این فرصت را برای زوجین فراهم می­آورد که به تمایز و استقلال یکدیگر بیشتر و عمیق تر پی ببرند و همزمان علیرغم وجود این تمایز بتوانند با یکدیگر همدلی کنند.

نظریه ایماگو، تجربه انسانی را با تبیین و تشریح چهار سفر درونی توضیح می دهد:

  • سفر کیهانی: همه ما و مخلوقات از انرژی ساخته شده ایم. این انرژی از شادی و آرامش سرچشمه می­گیرد. انرژی، همه ی ما را به هم مرتبط می­کند. ما همه به هم متصل هستیم. جهان یک واحد به هم پیوسته و مرتبط است. احساس یگانگی، مفهوم اساسی در این سفر است.
  • سفر تکاملی: روی مصونیت، امنیت، احیای حس سرزندگی کامل و تجربه ابراز این سرزندگی، تمرکز دارد. امنیت، مفهوم اساسی در این سفر می باشد.
  • سفر اجتماعی: در این سفر، افراد بخش های سرکوب شده و پنهان شده شخصیت خود را بازیابی می کنند. رشد و احساس کامل شدن، مفهوم اساسی در این سفر می باشد.
  • سفر روان­شناختی: بهبود و التیام زخم ها و برآورده شدن نیازهای ارضا نشده و تجربه احساس تمایز در این سفر صورت می گیرد. التیام، مفهوم اساسی در این سفر می باشد.

مبدعین ایماگوتراپی

دکتر هارویل هندریکس نویسنده ی کتاب پرفروش «بازگشت به عشق» و با همراهی همسرش، دکتر هلن لاکلی هانت، نویسنده کتاب «عشق شفابخش» می باشد. هارویل و هلن، تاکنون در نگارش بیش از 10 کتاب با هم مشارکت داشته اند که مجموعاً بیش از 3 میلیون نسخه از آنها به فروش رسیده است. به علاوه، هارویل برای 17 بار در برنامه ی تلویزیونی اوپرا وینفری حضور داشته است.

هارویل و هلن به کمک یکدیگر روش درمانی «ایماگوتراپی» یا «رابطه درمانی مبتنی بر ایماگو» را جهت ارتقای کیفیت رابطه زوجین و خانواده ها ایجاد کردند، و از آن برای گسترش و توسعه ی فرهنگ رابطه ای حامی برابری و تساوی جهانی می باشد، استفاده کردند. آن ها با کمک یکدیگر، توانسته اند مجموعه ای از منابع غنی برای کمک به زوجین، خانواده ها و مربیان به منظور افزایش دانش و مهارت در زمینه روابط صمیمی فراهم کنند. به علاوه اینکه آن ها بنیاد بین المللی رابطه درمانی مبتنی بر ایماگو (Imago Relationship International) را بنا نهادند که یک بنیاد غیر انتفاعی است و تاکنون از این طریق هزاران درمانگر در قالب مدرس و مربی در 51 کشور دنیا را آموزش دانده اند.

 

Call Now Button